Sunday, December 16, 2007

نامه ای در محل ِ ارتکاب ِ جرم

سلام
آره مامان جون،
سلام
پنیر تمام شده بود! مثل اینکه ما خودمون این کاره ایم. دفعه بعد خواستی از دست من قایم کنی حداقل بگذار تو زیرزمین زیر ِ تختتون که من حال گشتنشو نداشته باشم.
با تشکر
هادی
00:50 نیمه شب
پا نوشت1: از اون جایی که هادی عین ِ ی گربه لبنیات می خوره، هیچ لبنیاتی در خانه از دست ِ او در امان نیست! و چون مامانی می خواد عدالت در خانه برقرار باشد و مثلاً من یا بابایی یا خودش ی دفعه به طور غیر ِ منتظرِ با جا پنیری ِ خالی مواجه نشیم هر دفعه به ی ترفندی پنیر روتو ی سوراخ سنبه ای قایم می کنه که شاید از دست ِ هادی در امان بماند ولی افسوس!
پا نوشت 2: این نامه روی ظرف ِ پنیر چسبیده شده بود! ظرف ِ پنیری که در صد سوراخ قایم شده بود!!
شاد باشید.
والسلام.

4 comments:

Qasem said...

پنیر هندی بخورید که تند است. دیگر هادی خان هوس ربودن پنیر را نخواهد کرد

Real Cuckoo said...

سلام:)
همه این راه ها رو امتحان کردیم، ولی فایده ای نداشته، فقط خودمون رو علاف کردیم:)

ساناز said...

خشایار می گفت خب چرا خودش نمیره بخره من گفتم احتمالن پنیرشون خانگیه نه؟

Real Cuckoo said...

سلام ساناز جونم:)
نه، ما فقط ماست و دوغمون خونگین:)
ولی کلاً فکر کنم این کشمکش بین مامانی و هادی برا جفتشون به ی تفریح تبدیل شده:)
البته بگم من شخصاً فکر می کنم این مقدار پنیری که هادی تو خونه می خوره مستقل از اونیه که خودش بیرون از خونه می خوره:) الله اعلم!
به خشایار سلام برسون:)