Saturday, September 15, 2007

سیب زمینی!

سلام
چند روز پیشا ، با یکی از دوستان صحبت می کردیم حرف عشق و عاشقی و ازدواج و ... شد. همین جا بگم که ایشون ی پسر بیست و نه، سی ساله ی سربازی رفته ی فوق لیسانسه ی شاغل ِمجردند!
من ازش پرسیدم یعنی تو این سی سالی که از خدا عمر گرفتی از ی نفر خوشت نیومده؟!!به ی نفرم احساسی پیدا نکردی؟!!
با خوشحالی ِ خاصی گفت :نه!
من نمی دونم سیب زمینی بودن اینقدر هیجان داره!!! که طرف با خوشحالی تمام ابرازش می کنه؟!
در شوخی و خنده بهش گفتم حداقل اگر ی روزی روزگاری خدای نکرده زبونم لال خدا زد پس ِ کلت خواستی با یکی حرف بزنی از سیب زمینی بودنت چیزی نگو.
گفت خوب چی بگم:گفتم بگو تو رو دیدم تازه فهمیدم زندگی و عشق و ... یعنی چی.
...
خلاصه یکم درس زندگی دادیم!
شما بگید بد گفتم؟ به نظرتون ی آدم سی ساله که تا حالا به هیچکس علاقه پیدا نکرده، مشکل نداره؟ سیب زمینی نیست؟
***
جهان بینی ای که من دارم بر این استواره که آدمیزاد دو تا فرق ِ اساسی با دیگر موجودات داره اعم از زنده و غیر ِ زنده:
یکیش تفکر و تکلم ، که هنوز در این جهان بینی مرز دقیقی برا این دو تا نمی تونم بزارم؛ البته راجع به تقدم و تأخر و ... اینا تا حالا خیلی فکر کردم ولی خوب فعلاً که بی نتیجه مونده.القصه اینکه این دو رو فعلاً تو ی دسته قرار می دم ویکی از فرق های اساسی ِ انسان و دیگر موجودات می دونم.
یکی دیگشم دوست داشتن و عشق ورزیدن ِ که به آدم معنای آدمیت می ده . عشق مادر به فرزند، محبت پدرانه، دوست داشتن ِ گیاهان، حیوانات، عشق به همسر، دوست داشتن،... و در نهایتش عشق به هستی.
***
خوب حالا برگردیم سر ِ سیب زمینی ها، من همین دور و بر خودم از دوستان و آشنایان ،حداقل ده تا پسر با شرایط مشابه می تونم نام ببرم! به نظرتون ضایع نیست؟ من نمی دونم کی این وسط مقصر ِ و باید به اینا احساس یاد می داده؟!!( یا بعضی هاشونم که احساس دارن بلد نیستن از جنبه ی دیگر انسانیت که حرف زدن ِ استفاده کنن! وجون می کنن!) یا حرف زدن و ...یاد میداده؟! ولی در هر صورت در این ماه ِ مهمانی، از صاحب خانه می خوام که ی فکری به حال ِ این بیچاره ها بکنه.
پا نوشت: تأکید کنم که قصد ِ توهین به هیچ کس رو ندارم، فقط نظر ِ شخصیم رو گفتم. اگر شما هم تو این لیست هستید،شرمنده، امیدوارم هر چه زودتر از لیست خارج شید.من از صمیم ِ قلب خوشحال می شم.
والسلام

9 comments:

Qasem said...

نگاه جالبی داشتی. اما نکته‌ای را فراموش کرده‌ای. افرادی هستند که تو بهشون می‌گی سیب زمینی. این افراد نه اینکه نخواستند عاشق بشوند یا نه این که زیبایی چشم و بدن هیچ دختری تا به حال دلگیرشان نکرده است. اما در زمره‌ی سیب زمینی‌های تو باقی مانده‌اند . چون هر گاه از دختری خوششان آمده با دقت نگریسته‌اند اما آن را پر از عیب و ایراد یافته‌اند. خلاصه آنانی که آنها دیده‌اند آن نداشته‌اند. عیب از سیب زمینی بودن دخترها بوده است

سيما said...

به نظر من كه يه مشكلي هست. آدم سي سالش باشه و هنوز ...

Real Cuckoo said...

در پاسخ به قاسم:
سلام
دوجمله ی آخرت را ویرگول و.. نزاشتی !من نفهمیدم کی پر از عیب و ایراد ِ؟
دخترا یا پسر ِ؟
و بعد در جمله ی بعد به دخترها گفتی سیب زمینی!
خوب من تکذیب نمی کنم که بعضی دخترها هم سیب زمینی ان. ولی خوب اینم بگم که در خیلی از مواردی که از دوستانم و خودم سراغ دارم به خاطر اینکه پسرای محترم بلد نیستن با ی دختر حرف بزنن و اصولاً بلد نیستن کِی باید چی کار کنن! چی بگن! دختر ِ مجبور می شه سیب زمینی شه که خودش بیشتر عذاب نکشه.

Real Cuckoo said...

این پیام رو گمگشته بهم ای میل زده بود، چون دیدم اینجا بحث داغ شد ،براتون می زارم:
نمیفهمم چرا باید همچین آدمی مشکل داشته باشه.اگر یه مقدار با مردم روزگار سر و کار داشته باشه کاملاً میفهمه که هیچکس ارزش معشوق بودن و مورد علاقه بودن رو نداره.این زمونه دیگه علاقه و محبت مسخره است...

Real Cuckoo said...

در پاسخ به گمگشته:
سلام گمگشته ی عزیز
من نمی دونم از چی لجت گرفته که اینقدر ناامیدو بدبین شدی؟!
در هر صورت من ی بار ِ دیگه نظرم رو می گم:
من شخصاً فکر می کنم که خلق شدم که دوست بدارم و دوست داشته شم و در غایتش عاشق شم.

اگر یاری نگیری
بی تعلق اسیری
هستی اینه
چرا عاشق نمیری
زلف پر خم آفرید
اونکه آدم آفرید
دل و دلبر رو برا هم آفرید

با صدای مجید اخشابی در آلبوم همراز و اگر اشتباه نکنم شعر از استاد علی معلم.

بیرونی said...
This comment has been removed by a blog administrator.
Real Cuckoo said...

در پاسخ به بیرونی:
سلام
اول که چشم اگر بخواین براتون دوره درسی می زارم:)
مشاوره هم می دم اگر بخوای:)
دوم که این لینکی که دادی من نمی تونم ببینم چون فیلتر ِ! فقط امیدوارم چیز بدی نباشه!

Anonymous said...

hala esme in agha pesare gol chi bood?
intor ke to neveshti barash donbale hamsar migardi gooya.

گمگشته said...

!چرا باید از چیزی لجم گرفته باشه؟
بیان دیدگاه واقع بینانه اسمش بدبینه؟
اگر یه خرده از رویاهای سواری با اسب سپید و دختر شاه پریان بیرون بیایم میبینیم که واقعاً دیگه اثری از پاکی ها و راستی ها نمونده.
به نظرم به ارزش ها و دیدگاه های هر کس نسبت به عالم بستگی داره، بستگی داره توی این عالم دنبال چی باشی.
اگه به چیزهای کم ارزش قانع باشیم که مشکلی نیست اتفاقاً اون بابا مشکل داره که تا حالا عاشقی و از این مسخره بازی ها نکرده.

باور نكن تنهايي‌ات را

من در تو پنهانم،تو در من

از من به من نزديك‌تر تو

از تو به تو نزديك‌تر من



باور نکن تنهایی‌ات را

تا یک دل و یک درد داریم

تا در عبور از کوچة عشق

بر دوش هم سر می‌گذاریم



دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهایی‌ات را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها



من با توام هر جا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه،یک روز

با هم در این عالم نباشیم



این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبة دل

باور نکن تنهایی‌ات را

من با توام منزل به منزل



اهورا ایمان