شنوندگان عزیز توجه فرمایید...
سلام
ممد نبودی ببینی
شهر آزاد گشته
خون یارانت
پرثمر گشته
آه و واویلا
کو جهانآرا؟
نور دو چشم
تاج سر ما
امیدم گشته ناامید
بعد از هجر تو
یاران میآیند
اندر پی تو
موسوی آمد در پیات
استقبالش کن
به دشت رضوان
تو مهمانش کن
آه و واویلا
کو جهانارا؟
نور دو چشم
تاج سر ما
پ. ن: اومدم راجع به آزادی خرمشهر بنویسم، دنبال این شعر بودم که دیدم ی نفر بهتر نوشته.، فقط شعرو من دوباره نوشتم؛ منم دیدن خرمشهر و دیدن ِ موزه ی جنگش رو به همه توصیه می کنم.
توضیحی مربوط به نوشته ی قبلی:این نوشته، چون مینا دوست نداشت همه مطلع شن، حذف شد.
والسلام.